سلام
این روزها انگار خیلی تکراری است بگویی سال نود هم تمام شد
اما چاره ای نیست
نود هم با تمام بد و خوبش گذشت آرزو نمی کنم سال نود و یک سال خوبی برایتان باشد خودتان سال نود و یک را بسازید خوب و بدش هم پای خودتان
این شعر شاملو ...بهتر است سکوت کنم شاملو بهتر می گوید:
۱
سال باد
سال بد
سال اشک سال شک
سال روزهای دراز و استقامتهای کم
سالی که غرور گدایی کرد
سال اشک پوری
سال خون مرتضا
سال کبیسه ...
۲
زندگی دام نیست
عشق دام نیست
حتا مرگ دام نیست
چرا که یاران گم شده آزادند
آزاد و پاک...
۳
من عشق ام را در سال بد یافتم
که می گوید مایوس نباش؟
من امیدم را در یاس یافتم
مهتابم را در شب
عشقم را در سال بد یافتم
و هنگامی که داشتم خاکستر می شدم
گر گرفتم.
زندگی با من کینه داشت
من به زندگی لبخند زدم
خاک با من دشمن بود
من بر خاک خفتم
چرا که زندگی سیاهی نیست
چرا که خاک خوب است.
من بد بودم اما بدی نبودم
از بدی گریختم
و دنیا مرا نفرین کرد
وسال بد در رسید:
سال اشک پوری
سال خون مرتضا
سال تاریکی
و من ستاره ام را یافتم ، من خوبی را یافتم
به خوبی رسیدم
و شکوفه کردم
تو خوبی
و این همه ی اعتراف هاست.
من راست گفته ام و گریسته ام
و این بار راست می گویم تا بخندم
زیرا آخرین اشک من نخستین لبخندم بود.
۴
تو خوبی
و من بدی نبودم.
تو را شناختم،تو را یافتم ، تورا دریافتم و حرفهایم همه شعر شد
سبک شد.
عقده هایم همه شعر شد،سنگینی ها همه شعر شد.
بدی شعر شد سنگ شعر شد علف شعر شد دشمنی شعر شد
همه شعر ها خوبی شد
آسمان نغمه اش را خواند مرغ نغمه اش را خواند آب نغمه اش را خواند.
به تو گفتم:" گنجشک کوچک من باش
تا در بهار تو من درختی پر شکوفه شوم."
و برف آب شد شکوفه رقصید آفتاب در آمد.
من به خوبی نگاه کردم وعوض شدم
من به خوبی نگاه کردم
چرا که تو خوبی و این همه اقرارهاست،بزرگ ترین اقرار هاست.
من به اقرار هایم نگاه کردم سال بد رفت ومن زنده شدم
تو لبخند زدی من برخاستم.
۵
دلم می خواهد خوب باشم
دلم میخواهد تو باشم برای همین راست می گویم
نگاه کن:
با من بمان!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:جبران بدهکارهایتان را نگذارید برای سال بعد
کتاب نوشت: هیچ وقت دو کتاب مخصوصن رمان را باهم نخوانده ام اما پیشنهاد میکنم فریدون سه پسر داشت عباس معروفی و چاه بابل رضا قاسمی را با هم بخوانید
آهنگ نوشت:بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی...
پیامک نوشت: دیر کردیم و باز هم زود است...